تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


نبوددختر  

توپارک بود بادوستاش 
به اطراف نگاه کرد 
نگاش از یه چیزی ردشد
یه پسرخوشتیپ بودبایه دختر
دست دختربودروشونه پسر
یه قدم رفت عقب باچشم پرشده ازاشک 
هیشکی نفهمید
قدم دوم اشکاش ریخت
قدم سوم دوستاش میپرسیدن چشیده
قدم چهارم ازجوب ردشد
قدم پنجم صدای ماشین ازپشت میومد 
قدم ششم نگاه پسرافتاد بهش
قدم هفتم دست پسرازدورکمردخترافتاد
قدم هشتم پسر دوید سمتش 
قدم نهم صدای مواظب باش پسر
یه ملق روهوا...سرخوردبه جدول...صدای هوار دوستاش
صدای غلط کردم های پسر 
ص

ادامه مطلب  

۱۶مهر پدرم تاقیامت نیست  

Sholeh Jafari:Sholeh Jafari:Sholeh Jafari:امروز وفردا،،،سخت دلگیرم،،،،ازپشت دیوارشیشه ای،،،مردی را میدیدم که چراغ خانه مان بود،،پدرم،،،،آرام،،،بیصدا،،،،بیهوش،،،روبرویم،،،خوابیده بود،،باصدای بابا گفتنم،،،گوشه چشمش ترمیشد،،،قطره اشکی که بودنم را درکنارش،،،میشناخت،امشب،،،سخت ،دلگیرم،،،فردا که برسد،،،فقط یک شب به بودن پدر،،،مانده،،،سخت دلم گرفته،،،دلنوشته ام ،،غمگین است،،زیر گوشم ،،آرام میگوید،،،امشب از نبودن ننویس،،،‌فرداشب،،،آخرین شب پدر اس

ادامه مطلب  

یک روز خوب  

عزیزم، امروز خیلی خوب بود. امروز با هم بودیم. از صبح زدیم بیرون.
اگر چه اول صبح اون تصادف که موتور ازپشت زد به ماشین و چراغ ماشین شکست و بعد هم موتوری فرار کرد و اعصاب هر دوتایی مون رو خورد کرد، اما بقیه روز خیلی خوب بود. خیلی وقت بود تو ماشین صبحانه نخورده بودیم. 
جاده شمشک، از اون سراشیبی تند، رفتیم پایین، کنار آب، آرامش و سکوت و صدای آب، عالی بود. در آغوشم کشیدی و در سکوت به صدای آب گوش کردیم. بعد بالا اومدن از همون سراشیبی. 
کافه m2 قهوه و کاپو

ادامه مطلب  

روز نوشت  

امروزم رفتم !نمیدونم چرا دوست دارم ؟ صدای جیک جیک گنجیشکا، صدای شرشر اب و برگریزون درختا ، قیافه های عجیب غریب هنریا ! و اون افتاب رنگ پریده که جلوش نشستم تاگرم شم 
ی اقای کراواتی یقه منو گرفت و ی ذره فحش داد واسه وضع توالتا 
خندیدم !میخواستم بگم ببخشید من شباهتی به مسءول توالتا دارم ؟
دیگه داشتن اذان میدادن که من چند سیاه پوست به رنگ شب زدیم بیرون ،امروزبیشتر دوستشون داشتم  و زل زل توچشاشون نگاکردم
رفتم ی چیزی بخورم گفتم ولش کن میرم فرانسه 


ادامه مطلب  

جوک جوک جوک  

مردای ایرانی مثه کفش ملی میمونن
 
 
زود از ریخت میوفتناما مرگ ندارن ....خدا حفظشون کنه
********************
یک داستان جالب و واقعیمردی هرشب دیر به منزل می آمد وزنگ درب منزل را میزد وهمه اعضا خانه را از خواب ناز بیدار میکرد زنش شاکی شد وگفت ای مرد چرا باخودکلیدی نمیبری تا هرشب ما رابیدار نکنی مرد بفکر فرو رفت وازان پس باخود کلیدی برداشت 
 
نه هنوز تموم نشده 
 
فرداشب مرد آخرشب آمد ومجدد زنگ درب منزل را زد زن ازپشت آیفون گفت کیست ؟؟مرد گفت منم زن. نمیخواد

ادامه مطلب  

نمی گوید دروغ،،،  

" نمی گوید دروغ " 
آخرین عشق من است،شاعرنمیگویددروغ
ای دادکه مادرش آمد،صدای درنمیگویددروغ 
ازکلاس اول مدرسه، باباهمینطور آب داد
باغی که لازم،دسته گلهایش نمیگویددروغ
من نبودم بود او، من آمدم بابا نبود 
بچه یعنی تخم جن،مادرنمیگویددروغ
بوداخراجت صحیح،آدم خطایت کارت قرمز
هرچه باشدکه حضرت داور،نمیگویددروغ 
خواب دیدم رفته ملک مقدس،عنایت شدبمن 
نواخت مادرش،سرخی گونه نمیگویددروغ
حال مااین روزهاچندان خوش نیست اما 
اما میشود،آتش زیرخاکسترن

ادامه مطلب  

 

سلاممم چه خبررر؟دوستای گل... خوش میگذره؟یا میگذره؟...
مال من که فعلا میگذره، گاهی وقتام خوش میگذره با این پسرک،
امروز چشمتون روز بد نبینه صبح که از خواب پاشدم معده درد شدید گرفت منو(طبق معمول) معدم حساسه اخه دیشب هم یکم خرتو پرت خوردم، بیچاره حسین، وقتی حالم بد میشه با حسین حرف میزنم،...رضا که صبح زود رفت سرکار نبود...
تازه حسین از خواب پاشده بود و شیرشو خورده بودو نمیدونم بی دلیل نق میزد... کنارش دراز کشیدمو دستشو گرفتمو گفتم: پسرررممم چلا گیه می

ادامه مطلب  

ناهنجارهای کف پا ودرمان. کف پای پهن  

پای پهن
کف پای صاف
از جمله بیماریهای شایع پا، صافی کف پا می باشد. در این بیماری، قوس کف پا صاف می شود. به کاهش ارتفاع قوس طول داخلی،صافی کف پا می گویند. این اختلال معمولاً مشکل ساز نیست ولی گاهی اوقات می تواند برای پاها، مچ و زانو مشکل آفرین باشد. در حال حاضر وسایل ساده ای وجود دارد که کمک می کند این مشکلات کمتر ایجاد شوند .  پای ما دارای ساختمان بسیار پیچیده ای است.  هر دو پا از ۲۶ استخوان تشکیل یافته است که توسط ۳۳ مفصل و بیش از ۱۰۰ عضله، رباط و

ادامه مطلب  

فیک کارآموزکوچولوی اکسو(قسمت ششم-پارت1)  

سلام برهمگییییی.قسمت ششم رو آوردم.برید بخونین و خوش باشین.
 
 
اززبان الهه
 
دستام رو محکم کوبیدم توصورتم.دادزدم:نه نههههههه...و روی مبل کناری افتادم. آرزو با یه حالت عصبی مخلوط با تعجب و پرسش از آشپزخونه پرید بیرون و دادزد: الههههههههههه...!!!چی شده؟؟؟چته؟بگو چرا نباید... یه للحظه نگاهش رو به صفحه ی تلوزیون انداخت و وقتی دید سهون و چانیول یه شکلات دراز رو کردن تو دهنشون و دارن میخورنش،ادامه ی حرفش رو خورد و باعصبانیت به سمتم اومد. دستام رو محکم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1