تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


بعضی ها جاودانه اند  

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه، بی‌دلیل کسی رو دوست نداره، بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه. بعضی از آدما، بدون اینکه خودشون بدونن خوبن، بدون اینکه حرف بزنی، حالت رو می‌فهمن، بدون اینکه لمسشون کنی، حست می‌کنن. بعضيا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن، واسه همینه که ابدی می‌شن.
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم، به خودم. به اینكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره.
بعضی وقتا که دلم می‌گیره، پشت پنجره می‌شینم، بغض می‌کنم، به آسمون خی

ادامه مطلب  

بعضی ها جاودانه اند  

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه، بی‌دلیل کسی رو دوست نداره، بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه. بعضی از آدما، بدون اینکه خودشون بدونن خوبن، بدون اینکه حرف بزنی، حالت رو می‌فهمن، بدون اینکه لمسشون کنی، حست می‌کنن. بعضيا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن، واسه همینه که ابدی می‌شن.
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم، به خودم. به اینكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره.
بعضی وقتا که دلم می‌گیره، پشت پنجره می‌شینم، بغض می‌کنم، به آسمون خی

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چي‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ يا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دريا واقيانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، ياد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خيابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خيابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خيابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چي‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ يا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دريا واقيانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، ياد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خيابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خيابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خيابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

این عشق و علاقه  

یه وقتهایی که خیلی مشکل داشتم خیلی ناامید میشدم و افکار بدی از سرم رد میشد اما اینروزهای سخت دیگه فرق میکنه و امید رو فراموش نمیکنم و صبورتر از قبل هم شدم همسری.
میدونم دلیلش چيه. تو
همسرجان اینروزها بیشتر از قبل کنارم بودی و تنهام نذاشتی و با تمام مشکلاتی که داشتی کمکم کردی و نذاشتی دلم بلرزه. اینروزها بااینکه کمتر از قبل با همیم اما بیشتر کنار هم هستیم، ثانیه به ثانیه. روح مون در هم گره خورده و جدانشدنی شده.
همسرجان دوست داشتن من هم بیشتر از

ادامه مطلب  

bad day  

جرقه ی ناگهانی که دیشب تو ذهنم خورد وقتی خانوم نون برام دفتر مدار منطقیشو اورد و ازم خواست بهش توضیح بدم.منم بهش توضیح دادم و تو این فکر افتادم برم به استاد خوشگله بگم میخوام حل تمرین بچه های برق بشم....وقتی همون لحظه جرقه ی ذهنیمو به خانوم نون که کنارم نشیته بود گفتم خندید و گفت''من نمیزارم....من نمیزارم تو حل تمرین ما شی...اصلا تو پسرای مارو نمیشناسی.تو نمیتونی و...''
موضوع به اینجا ختم نشد!من قضیه رو به آقای الف هم گفتم.آقای الف هم عکس العملی مشاب

ادامه مطلب  

 

شب خوبی نداشتم ، بودن کنار کسی که شبیه من نبود . گوش دادن به حرف هایی که حرف های موردعلاقه ی من نبود و ورود توی بحث هایی که دغدغه ی این روزهای من نبود . خسته بودم و هی پریود را بهانه ی کسل بودنم کردم . خسته بودم . از اینکه دخترک مدام میپرسید چرا شوهر نمیکنی ؟ سريال های تلوزیون را میبینی ؟ همان که تمام بازیگر خوشگل ها تویش بازی میکنند! خرید های عیدت را کردی؟ خانه تکانی دوست داری ؟ بیست بار گفت چرا خانه مان نمی آیی ؟ و من گفتم چشم که دست از سر کچلم برد

ادامه مطلب  

 

شب خوبی نداشتم ، بودن کنار کسی که شبیه من نبود . گوش دادن به حرف هایی که حرف های موردعلاقه ی من نبود و ورود توی بحث هایی که دغدغه ی این روزهای من نبود . خسته بودم و هی پریود را بهانه ی کسل بودنم کردم . خسته بودم . از اینکه دخترک مدام میپرسید چرا شوهر نمیکنی ؟ سريال های تلوزیون را میبینی ؟ همان که تمام بازیگر خوشگل ها تویش بازی میکنند! خرید های عیدت را کردی؟ خانه تکانی دوست داری ؟ بیست بار گفت چرا خانه مان نمی آیی ؟ و من گفتم چشم که دست از سر کچلم برد

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چيز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسيار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه يابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن يا پيام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چيز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسيار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه يابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن يا پيام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

خوشبختیتون آرزومه  

دارم به موسیقی سکوت گوش میدم. برای این کار کافیه هندزفریتون رو بذارید توی گوشتون و هیچ آهنگی رو پلی نکنید. آخرای نود وپنجه. اومدن سال جدید همیشه برای من برابر با یک سال بزرگ شدنه(بخاطر تولدم). سال 95 پر از فراز و نشیب بود برام. بزرگترین اتفاقای زندگیم تو همین سال افتاد که یکیش پيانو بود و یکیش کوتاه کردن موهام و چيزای دیگه. به نیمه ی اول سال که نگاه می کنم باورم نمی شه که زنده موندم! بدترین شرایط رو گذروندم. تابستونش به جز تیر ماه، عذاب آورترین تا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1